چهلم بابک هم گذشت ما همچنان می خوریم ... می خوابیم... مهمونی میریم... مهمون میاد... خرید می کنیم... و روی هم رفته زندگی می کنیم و ثابت می کنیم که اونهایی که می میرند می میرند و اونهایی که می مونند یه زندگیشون ادامه می دهند و فوقش گاهی دلتنگ عزیزان رفته هم می شویم و اشکی هم می چکانیم و بعد جلوی آینه رفته سر و وضع را مرتب کرده و زندگی رو با همه تلخ و شیرین های ریز و درشتش در آغوش می کشیم... چه غم انگیز و رقت بار...
دارم زندگی می کنم. باید عبور بکنم از این روزها هم ...
برچسب: زندگی می کنم,زندگی می کنم به خاطر مرگ,درد را زندگی میکنم,من کجا زندگی می کنم,من در کجا زندگی می کنم,زندگی را پیاده روی می کنم,من در کشوری زندگی میکنم,من در بهشت زندگی می کنم,من با تو زندگی می کنم,من در ترکیه زندگی میکنم,
نویسنده: آناهیتا بختیاری