شعر شنبه
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 7:50
از پس این روزهای تلخ روزی هستروزی که نمیدانی چگونه فرا میرسد از کجا میآیدچگونه تو را مییابددر ظلماتی چنین بیروزنکه نامت حتیوانهاده تو را رفتهاست " شمس لنگرودی" فریده دونه: یادش بخیر زمانی ا
کتاب زندگی
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 7:50
بزرگترین موهبت زندگی من دوستی با کتاب بوده. بعضی وقتها فکر می کنم اگه کتاب تو زندگیم نقشی نداشت زندگی برام چه شکلی بود؟ یه چیزی رو مطمئن هستم اونم اینکه زندگی بدون کتاب حداقل برای من هیچ حرفی ب
رنگ زندگی
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 7:50
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماستهر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رودصحنه پیوسته به جاستخرم آن نغمه که مردم بسپارند به یادمیگن خدا هرکی رو بیشتر دوست داشته باشه بیشتر اذیت می کنه و یا به قول معروف بیش
سرطان
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 7:50
همه اطرافیانم از اسم سرطان می ترسند و اصلا دوست ندارن من در مورد بیماری ام این اسم رو به زبون بیارم انگار که می ترسند با حقیقت روبرو بشوند. درست بر عکس خودم که خیلی راحت می تونم باهاش کنار بیام و فعل
در جستجوی شادی
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 7:50
یکی از بزرگترین دلخوشی های من وبلاگ نویسی و خصوصا همین وبلاگم هست. البته اولین وبلاگم رو هم خیلی دوست داشتم و به عنوان اولین تجربه ی وبلاگ نویسی خیلی خاطره های بامره ازش دارم ولی اینجا رو بیشتر بخاطر
زندگی همچنان زیباست
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 15:08
وقتی میگم عاشق زندگی هستم یعنی واقعا عاشقش هستم. خوشم میاد از همین روحیه ی ریلکسی که دارد و اینکه کلا جنگ باشد یا صلح، سیل بیاید یا نم نم باران، طوفان بشود یا نسیم سحرگاهی،نکبت و فلاکت ببارد یا نعمت الهی زندگی بی ثانیه ای کم و کسر در گذرانش همچنان می گذرد و می گذرد تا هر گذری امیدی باشد بر دل یکی مث...
جوانه خواهم زد
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 15:08
میدونم که حالم بلاخره خوب خواهد شد و زندگیم دوباره به روال عادی بر خواهد گشت. هیچ چیز تو زندگی بی حکمت نیست و قطعا این بیماری هم حکمتش همین بوده که من در باز گشت از بیماری دید بهتری به زندگیم و همه نعمت هایی که تا قبل از بیماری برایم بسیار کمرنگ بودند داشته باشم. قطعا وقتی حالم خوب بشه و بتونم دوبار...
می پرد خیال
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 15:08
به صد رسیده بودی چشم بسته... گرچه قرار ما یک بازی ساده بود نیامدی بگردی! و شاید از هزار هم گذشته بودی... من پشت درختها زرد می شدم و دیگر خیال پیدا شدن از سرم پرید این شعر رو دوست دارم. اسم شاعرش رو نمیدونم میگن مال محمدرضا عبدالملکیان است ولی مطمئن نیستم. به هر حال شعر قشنگیه. کلا شعر های ساده و لطی...
رگ خواب
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 15:08
آهای خبردار ، مستی یا هوشیار خوابی یا بیدار خوابی یا بیدار تو شب سیاه تو شب تاریک از چپ و از راست از دور و نزدیک یه نفر داره جار میزنه جار آهای غمی که مثل یه بختک رو سینه ی من شده ای آوار از گلوی من دستاتو بردار دستاتو بردار از گلوی من از گلوی من دستاتو بردار دیشب بلاخره فیلم "رگ خواب" رو دیدم. قشنگ...
من گم شده ام عاااایاااا؟؟؟
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 15:08
آقا یکی بیاد این سکوت منو بشکنه آخه چقدر سکوت؟ تولدم شد هیچی ننوشتم . عید اومد هیچی ننوشتم . سیزده بدر اومد هیچی ننوشتم. من گم شده ام عاااا یاااا؟؟؟ یکی بیاد منو پیدا کنه خب کی فکرشو میکرد یه روز بیاد فریده اینهمه مدت سکوت بکنه و پست نذاره؟؟؟ یادتونه یه وقتی هر روز اون پستهای بلند بالا رو می نوشتم؟؟...
الفرااار
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 15:08
دیدین گفتم گم شده بودم. الان پیدا شدم و بعد مدتها پست روزانه میذارم. خدا رو چه دیدی شاید حالمان خوب شد مثل قدیما روزانه نویسی کردیم دیروز کلا اینستاگرامم خراب شد و خلاص شدم از دستش. هرچی اسمم رو وارد می کنم میگه همچین کسی تو اینستا نیست. هی میگم بابا چشمهاتو درست باز کن من اونها اونجا نشسته ام صفحه ...
مثلث دوست داشتنی
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 15:08
امروز از اون روزهای خوب بود. داداش حسن از ارومیه و خواهر جان و خاله منصوره نهار اینجا بودند. بودن کنار این مثلث دوست داشتنی همیشه قشنگه. خصوصا خاله منصوره که بدون اون زندگی بخش اعظمی از لطفش رو برای من از دست می داد. کلا خاله منصوره یعنی صفا. یعنی لطف. یعنی خنده. یعنی شاد بودن کنارش . خیلی خوشحالم ا...
بروم تا ته باغ
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 15:08
فقط خدا میدونه این دو تا عکس چقدر حال منو خوب می کنه. دلم یک تابستان داغ می خواهد و یک باغ پر میوه . مثل همون باغ مرحوم آقای پاشایی که اون قدیما داشتند. چقدر حالم خوب میشد تو اون باغ و اون اتاقک طبقه بالا با اون پنجره ی رو به باغ. کاش میشد یکبار دیگه برگشت به اون سالها. یادش بخیر یکبار با بچه ها مسا...
تنهایی
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 15:08
هر کسی به اندازه ضربه هایی که خورده ،تنهایی اش را محکم تر بغل کرده... "آلبر کامو" دست به تنهایی آدمها نزنید. فعلا فقط همین.
آتش بس
-
تاریخ: 1397/2/21 ساعت: 1:28
اینروزها بیشتر میرم پارک و دل میدم به هوای قشنگ بهاری . گفته بو
سلامی دوباره خواهم داد
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:26
به آفتاب و ماه و باد و باران سلامی دوباره خواهم داددوباره سیب خواهم بویید دوباره دوست خواهم داشتدوباره اشک خواهم ریخت دوباره خواهم افتاد دوباره بر خواهم خواستدوباره زندگی خواهم کردامروز جواب پاتولوژی رو گرفتم و شکر خدا مشکلی نبود و این دومین باریست که خدا با کشیدن یهویی زندگی از دستانم تلنگری بهم م...
رباب
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:26
پاییز باشد و تنها باشی و دلت گرفته باشد و مانده باشی که چه کنی با این حجم دلتنگی و تنهایی که ناگهان در خانه را بزنند و باز کنی و رباب را جلوی رویت ببینی.رباب دوست چهل ساله ات. همان یار دبستانی و همان یار همیشگی. همانی که پیش هیچکس به اندازه ی او احساس سبکبالی نمی کنی. همانی که فقط پیش اوست که هیچ قف...
در انتظار بهار
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:26
ای بگم خدا چیکارت نکنه رباب که از وقتی اومدی رفتی و من به اسمت یه پست گذاشتم صفحه ام طلسم شد و دیگه دست و دلم به نوشتن نیومد که نیومد از شوخی گذشته خب خیلی دلیلها می تونه دست به دست هم بده که من اینطور از اینجا غافل بشم. اول از همه خوش نبودن حال خودم است که کلا دوست ندارم وقتی حالم خوش نیست اینجا ز...
شهریور
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 20:51
و شهریور اینجاست . شهریور و انگورهای رسیده . شهریور و خاطرات عبور از تجدیدی های قرمز رنگ کارنامه نمیدونم شاید حتی اون تجدیدی های قرمز هم جزئی از قشنگی های زندگی ام بوده اند قشنگی هایی که از اون نمای نزدیک قابل دیدن نبوده و باید اینهمه سال ازشون دور می شدم تا امروز با تکرار دورنمایشان در ذهنم اینطور ...
رویای من
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:14
پائولو کوئلیو معتقده رویاها اونقدرها هم دور و دست نیافتنی نیستند و هرکسی که اراده کند و به دنبال رویاهایش برود قطعا روزی به آن خواهد رسید. کل زندگی گذشته ام را نیم نگاهی می اندازم ببینم آیا هرگز دنبال رویاهایم رفته ام ؟ اگه رفته ام آیا هرگز رسیده ام ؟؟؟ اصلا چه رویاهایی داشته یا دارم؟؟؟ فکرش را که م...